هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
37
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
من حاضر [ براى ] بيرون رفتن شده ، پايين آمديم ، اتومبيل گرفته ، رفتيم بوا . من چون بلد نبودم ، او راهنمايى مىكرد . به اتومبيل چى گفت ؛ برود كافه پركاتلان . جاى خوبى است . موزيك مىزدند ، ولى جمعيت خيلى زياد نبود . چاى خورده ، بعد از [ صرف ] چاى سوار شده ، دور بوا گردش كرديم . بعد كنار « لاك » « 1 » پياده شده ، قدرى راه رفتيم . كشتى كوچك گرفته ، سوار شديم . دور « لاك » را طى كرده ، بيرون آمديم . اتومبيل همان نزديك ايستاده بود . سوار شده ، روانهء منزل شديم . مدام كتابچى هم [ كه ] چند روز ديگر مىرود به سوئيس « 2 » ، از درب خانه ما خداحافظى كرده ، با همان اتومبيل رفت به خانهء خودش . كاغذى از تقى آمده ، كه سه چهار روز است رفته اويان « 3 » آب بخورد و در همانجا در ادرارش خون پيدا شده [ است ] . از اين جهت نگران شدم و خيلى غمگينم . نوشتم با طبيب آنجا معالجه كند ، بپرسد اگر حركت برايش بد نباشد ، بيايد پاريس . اگرچه طبيبهاى پاريس مىروند [ به ] ييلاق [ و ] نخواهند بود ، ولى شايد در دو سه روزه او را ببينند و دستور العملى بدهند . روز يكشنبه ، 21 ژوييه [ 1912 م . ] و 6 شعبان [ 1329 ه . ق . ] امروز خانمها و « آقا » مىآيند منزل ما نهار . مادام مرل و دخترش هم هستند . يك ساعت قبل از ظهر ، خانمها آمدند . براى نهار غذاى گوشت و مرغ آشپز ساخته بود و خودمان هم بورانى بادمجان مىخواستيم درست كنيم . « آقا » كه تشريف آوردند ، گفتند : كشك ما آوردهايم ، كشك بادمجان كنيد . كشك را آوردند كه بسايند . توى ظرف چينى نمىشد ، مىبايست توى ظرف زبرى مثل لانجين « 4 » يا غيره باشد ، كه ساييده بشود . در توى كاسهء چينى خيلى
--> ( 1 ) . درياچه ( در زبان فرانسوى Lac ) . ( 2 ) . در اصل : سويس . همهجا در متن همينگونه ضبط شده ، كه از شكل فعلى آن استفاده گرديد . ( 3 ) . اويان شهرى است كوچك در ساحل لمان ( ژنو ) در ايالت رن - آلپ ( Rhone - Alpes ) كه نام كامل آن Evian - Les - Bains مىباشد . يك راهآهن ساحلى دور درياچه و جاده زيبايى كه از آن مىگذرد ، دسترسى به آنرا ممكن مىسازد . اين شهر كوچك توريستى فرانسه به دليل سواحل زيبا و پلاژهاى كمنظير مورد علاقه اروپاييان مىباشد . ( 4 ) . لانجين ( Lanjin ) ، تغارى بزرگ سفالين يا مسين ، داراى لبهاى كوتاه ، كه به جهت خمير كردن آرد يا